داستانهای کودکانه

خرید بک لینک
بابا از من پرسید: «اگر من دختر نداشتم چی داشتم؟»

بابا گفت اگر پاسخ این پرسش را بدهی، خیلی باهوشی!

من خیلی فکر نکردم.

خیلی زود گفتم: غم

بابا من را بوسید و گفت: آفرین دخترم، تو خیلی باهوشی.


داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: من باهوشم,ایا من باهوشم,من چقدر باهوشم,من خیلی باهوشم,ايا من باهوشم,من باهوشم یا نه,چرا من باهوشم, نویسنده: بازدید: 292 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

من با پدر و مادرم رفتیم مسافرت. خراسان شمالی، بجنورد. نزدیک بجنورد روستایی به نام مهنان است. خیلی زیبا است. درختان سرسبز دارد. چشمه دارد با ماهی. رودخانه دارد. درخت گردو دارد. عموعلی برای ما کباب درست کرد. من و پسرعمویم محمدصادق خیلی آب بازی کردیم.

داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: likhkar tera naam zameen,likhe jo khat tujhe, نویسنده: بازدید: 225 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

معلم به ما پیک هفتگی داد. یکی از پرسشهای پیک شمارهی 3، جملهسازی بود. من جملهها را نوشتم و برای پدرم خواندم. پدرم خیلی خندید و گفت بسیار خوب است، خوب خوب، از این بهتر نمیشود.

معنی کلمات زیر را بنویس و با کلمهی اصلی یک جمله بساز.

1. صدمه= آسیب: دوست من در بازی فوتبال صدمه دید.

داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: جمله سازی انگلیسی,جمله سازی,جمله سازی با لغات انگلیسی,جمله سازی در انگلیسی,جمله سازی در زبان آلمانی, نویسنده: بازدید: 231 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

در کتاب بخوانیم گفته است که پیام این شعر چیست؟

بنیآدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

من پیام شعر را نمیدانم. از پدرم خواستم به من کمک کند.

پدر گفت کاغذ بیار و کتاب فرهنگ (واژهنامه)، یعنی کتابی که معنی کلمات را دارد. سپس با هم دیگر معنی کلمات را از کتاب فرهنگ پیدا کردیم.


داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: پیام شعر,پیام شعر عاشقانه,پیام شعری,پیام شعر تسلیت,پیام شعر تبریک تولد,پیام شعر تبریک عید فطر,پیام شعری زیبا,پیام شعر کوتاه,پیام شعری عاشقانه,پیام شعر عربی, نویسنده: بازدید: 244 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

در آزمون بنیهی علمی دبستان من (منطقهی هشت تهران) در درس تاریخ و مدنی، پرسش زیر آمده بود:

کدام یک از موجودات زیر اشرف مخلوقات است؟

الف) گیاهان ب) جانوران ج) انسانها د) حشرات

من گزینه ی الف را انتخاب کرده بودم.


داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: اشرف مخلوقات,اشرف مخلوقات به انگلیسی,اشرف مخلوقات یعنی چه,اشرف مخلوقات کیست؟,اشرف مخلوقات چیست,اشرف مخلوقات از دیدگاه قران,اشرف مخلوقات قران,انسان اشرف مخلوقات است,آیه اشرف مخلوقات,علت اشرف مخلوقات بودن انسان, نویسنده: بازدید: 252 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

در کتاب بنویسیم از ما خواسته شده بود درباره ی یک قهرمان ملی ایران بنویسیم. از پدر پرسیدم یک قهرمان ملی بگو. پدر گفت بیا درباره ی سورنا بنویس. با کمک پدر نوشتم. بسیار خوب گرفتم.

داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: سورنا قهرمان ملی ایران,سورنا قهرمانان ملی ایران, نویسنده: بازدید: 306 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

این عکس کودکی من است. من اکنون به دوره ی نوجوانی نزدیک می شوم. به زودی یک نی نی دیگر به خانواده ی ما افزوده می شود. در جست و جوی یک نام ایرانی خوب برای برادرم هستم که با نام صبا هم جور باشد.

داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: خاطرات یک نی نی,نی نی یک ساله,تولد یک سالگی نی نی,نی نی یک ماهه,نوزاد یک ماهه نی نی سایت,واکسن یک سالگی نی نی سایت,تولد یک سالگی نی نی سایت,نامه یک نی نی معترض,عکس یک نی نی خوشگل,من یک نی نی هستم, نویسنده: بازدید: 253 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

این عکس برادرم شایان است.

داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 240 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

صبا و شایان

داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: دوقلوهای افسانه ای,دانلود کارتون دوقلوهای افسانهای,دانلود دوقلوهای افسانهای, نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

بابام به شایان میگوید: اسمت چیه؟

شایان میگه: آقا شایان خوشگلیان!

بابام به شایان میگوید: چه پسر نانازی!!

میگه: من پسر نانازی نیستم، من آقا شایان خوشکلیانم!

بابام میگوید: بهبه چه پسر قشنگی!!!!

میگه من پسر قشنگی نیستم، من آقا شایان خوشکلیانم!

بابام میگوید: چه پسر باادبی هستی!!!

میگه: من پسر باادبی نهستم، من آقا شایان خوشکلیانم!

داستانهای کودکانه...

ما را در سایت داستانهای کودکانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 261 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 7:44

صفحه بندی